غلامعلى صفايى

366

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )

جمله ديگر و به تقدير « بل عمرو قائم » است كه هردو استفهام تصديقى مىباشند . البته بايد توجه داشت كه « هل » و « أم » منقطعه هردو در استفهام تصديقى استعمال مىشوند به خلاف ديگر ادوات استفهام و « أم » متصله كه فقط براى استعمال در استفهام تصورى است و تنها در زبان عرب ، همزهء استفهام است كه هم براى استفهام تصورى و هم براى استفهام تصديقى مىباشد . و تفترق « هل » من الهمزة من عشرة أوجه : بايد دانست كه « هل » استفهام با همزه استفهام از ده جهت فرق دارد : أحدها : « هل » اختصاص به استفهام تصديقى دارد ، ولى همزه اعم است و هم در استفهام تصديقى و هم استفهام تصورى استعمال مىشود . مانند قول أمير المؤمنين عليه السّلام در خطبه غراء كه در مقام بيان وصف دنيا و كيفيت حيات معنوى انسان است : « فهل دفعت الأقارب ؟ أو نفعت النواحب ؟ و قد غودر في محلّة الأموات رهينا و في ضيق المضجع وحيدا » . « 1 » شاهد : در استعمال « هل » در استفهام تصديقى است . معناى كلام : « پس آيا خويشاوندان دفع مىكنند - مرگ و سختيهاى آن - يا سودى مىدهد شيون و عزادارى آنان ، در حالى كه محققا گرو گرديده آن ميت در محل اموات ، و تنها قرار داده شده است در خوابگاه تنگ » . الثاني : « هل » اختصاص به استفهام از جمله مثبت دارد در حالى كه همزه اعم است و در هردو نوع استفهام مثبت و منفى استعمال مىشود ، مانند آيهء شريفهء : أَ لَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ ( الشرح / 1 ) . الثالث : « هل » باعث تخصيص و اختصاص پيداكردن فعل مضارع كه مشترك بين حال و استقبال است به استقبال مىباشد ، مانند « هل تسافر » كه « هل » موجب استقبالى شدن فعل مضارع « تسافر » مىگردد به خلاف همزه كه اين خصوصيت را ندارد لذا در مثال « أتظنه قائما » فعل مضارع معناى حال دارد ؛ زيرا ظن و گمان انسان

--> ( 1 ) - نهج البلاغة : ط 82 / 189 .